تبليغاتX
بابک ارباب خسرو

بابک ارباب خسرو

همه چیز در مورد کبوتر و کبوترپرانی

استاد عشقیار

با سلام خدمت همه دوستان و سروران گرامی.قبل از هر چیز فرا رسیدن نیمه شعبان واعیاد شعبانیه را به تمامی شیعیان تبریک عرض می نمایم.همانطور که در هفته های قبل هم قول داده بودم که ازآقای عشقیار مطلب تهیه کنم، بحمدالله این اتفاق افتاد و حقیر این افتخار را داشتم که به دستبوسی این پیر فرزانه و استاد بزرگ بروم. خانه ای در منطقه عباس آباد تهران و در خیابانی که به نام یکی از سه فرزند شهیدش مزین می باشد که بی درنگ  می شود از آن بعنوان یکی از پاتوقهای عشقبازان در ایران نام برد.استاد عشقیار با سنی حدود 90 سال و موهایی از گذر زمان سفید که دلالت بر کوله باری از تجربه و خاطرات دارند به گرمی پذیرای ما شد. مردی از خطه شهرری که به گفته و تاکید خودش به این اصالت شدیدا افتخار می کند به همراه چند تن از دوستان قدیمی خود در حال حاضر مشغول به نگهداری از حدود 300 کبوتر می باشند و یک طبقه از منزل مسکونی خود را وقف کبوتر و دوستان نموده است. کبوتر بازی در خانواده اش بطور موروثی بوده و قدمتی نزدیک به 150 سال دارد.پدرش مرحوم نعمت عشقیار معروف به دایی نعمت از پهلوانان و ورزشکاران نامی زمان خود بوده است.وقتی پای صحبت و خاطرات ایشون مینشینی آنقدر بیان گرم و شیوایی دارند که الحق گذر زمان را فراموش می کنی.خاطراتی تلخ و شیرین از دنیای کبوتر و کبوتربازی.از حدود سن 16 سالگی بطور مجزا و برای خودش اقدام به نگهداری کبوتر نموده است و تا کنون در مسابقات زیادی شرکت کرده و خیلی از سالها هم که گرو نداشته بصورت مهمانی و افتخاری اقدام به هوا کردن کبوتر نموده است که هدفش از این کار دید و بازدید رفقای قدیمی و احیانا از بین رفتن کدورتها بوده است. به اعتقاد ایشون کبوتربازان دوتا عید در سال دارند: یکی عید نوروز و دیگری عید تیرماه. جالب است که آخرین گرو ایشون مربوط به تیرماه گذشته و تعداد 136 عدد بوده است که با رکورد 6 ساعت و اختلاف زیاد یکی از کبوتربازان معروف تهران را برده است که بنابر سفارش استاد از بردن نام ایشون معذورم.نکته مهم در خصوص استاد، تلاش وی برای جلوگیری از سربریدن کبوترها از سوی دولت در دو مرحله می باشد که انصافا هم در این زمینه کبوتربازان همگی مدیون او می باشند. تلاشهایی که اخرالامر به دیدار ایشون با آقای خاتمی رئیس جمهور وقت منجر گردید.اما با همه این اوصاف استاد دل پری از بعضی از نامردیها و کارهای خلاف برخی از افراد در این رشته دارد بطوریکه تاکید میکرد که اگر بار دیگر بحث جمع کردن کبوتربازی پیش بیاد نه تنها جلوگیری نمی کنم بلکه این بار استقبال هم نموده و خودم  را بعنوان داوطلب معرفی می کنم.گلایه استاد از گروهای چند سال اخیر و مبالغ هنگفت آن و بعضا درگیریهای شدیدی که در اینگونه گروها پیش می آید بود.در ابتدای ورود به منزل ایشون اولین چیزی که نظر مرا جلب کرد عکس مرحوم زمانی بود که وقتی صحبت ایشون با آقای عشقیار پیش آمد در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود از آن مرحوم بعنوان بهترین دوست خود یاد کرد.انشاءالله که خداوند عمر با عزت به ایشون عطا کنه و سالیان طولانی ما بتوانیم از محضر ایشون کسب معرفت نمائیم. در ادامه خاطراتی از استاد را ذکر می کنم که برای جذابتر شدن از زبان خودشون نقل قول می کنم.

از کودکی بخاطر وجود کبوتر در خانه آباء و اجدادی در شهرری علاقه زیادی به این حیوان زیبا داشته و اغلب پس از فراغت از تحصیل نزد پدربزرگم آمده وبا دیدن کبوترها و نحوه پرواز آنها اطلاعاتی کسب نمودم و خود از سن 16 سالگی مبادرت به نگهداری کبوتر بطور جداگانه نمودم. در سال 1319 که دارای شغل آبرومند و پردرآمدی هم بودم شبی در مجمع کبوترداران بنابه تحریک اشخاصی ادعای شرط بندی و اجرای مسابقه با فردی که در آنزمان بسیار معروف بود را نمودم. پیر کهنه کار و رند برای رد کردن من سنگ بزرگ انداخت و شرایط مسابقه را 23 کبوتر و پانصد تومان نقد و 10 نفر مهمان اعلام کرد.منهم بنابر غرور جوانی و توانایی مالی شرایط را پذیرفته و وجه را به داور مورد توافق پرداخته و روز مسابقات 8 و 10 تیر مقرر گردید. روز 8 تیر 23 کبوتر بوسیله اینجانب پرواز داده شد و مهمانی را هم محدود نکرده و همگی کبوتربازان شهرری و اطراف در این گرو آمده بودند تا برای اولین بار در تاریخ کبوتربازی نمایش 23 کبوتر را تماشا کنند. گرچه ساعت پرواز کبوتران به نسبت روزهای قبل کمتر بود ولی با 103 ساعت پرواز هر کبوتر با میانگین معدل 4/45 دقیقه پرواز صورتمجلس و امضاء گردید. در روز دهم تیر با 14 نفر به خانه مرحوم رفتیم که از پذیرفتن چهار نفر اضافی طبق قرارداد معذرت خواست که چهار نفر داوطلبانه از گروه ما خارج شدند. کبوتران با مهر اینجانب به پرواز در آمدند که بلافاصله دو تای آنها در هرز نشستند و 14 کبوتر از ساعت7 تا 8 و 6 کبوتر از 8/15 تا 9 و یک کبوتر هم در ساعت 10 فرود آمد و نشستند که جمع ساعات حدود 63 ساعت گردید. بازنده در فکر این بود که مسابقه را بهر طریق که شده بهم بزند. حدود ساعت 10/30 دقیقه یکی از کبوتران هرزی از پائین مراجعت که پس از دوسه دورزدن بر روی بام نشست ولی بمحض نشستن و دیدن جمعیت رم کرده به پرواز درآمد که مجددا پس از 10 دقیقه مراجعت و نشست. صاحب کبوتر به منظور بهانه جویی اصرار داشت که کبوتر 5/30 پرواز داشته و باید ساعت پرواز محسوب گردد داور می گفت این کبوتر از هرز آمده و ساعت پروازی ندارد. عده ای قداره بند و جاهل آن روز به حمایت ازصاحب خانه با کشیدن کارد و یقه داور را گرفتن قصد گرفتن وجه را داشتند و داور هم می گفت اگر مرا قطعه قطعه کنید شما بازنده هستید و دیناری نخواهم داد چند نفری هم به حمایت از من و داور بنای عربده جویی را گذاشته حتی یک نفر از آنها که قصاب و صاحب نام عشق باز بود خدایش بیامرزد در دهانه درب حیات کارد قصابی را کشیده و می گفت کسی را نمی گذارم از درب خارج شود مگر وجه برنده مسابقه داده شود به طور خلاصه جنجالی بود و من که هنوز سرد و گرم روزگار را نچشیده و چنین صحنه هایی را ندیده بودم با وحشت و ترس تماشاچی بودم برای قانع کردن سایرین داور خواست که کبوتر هرزی را آوردند و در حضور سایرین دهان را پر از آب نموده و با فشار به داخل چینه دان کبوتر سرازیر کرد و پس از آن چینه دان را فشار داد که آبها با مقداری ارزن خارج شد داور گفت آقایان این ارزن هایی که می بینید اگر مربوط به شب قبل باشد که کبوتر نتوانسته هضم نماید باید در زیر فشار انگشتان مانند پنیر له شود ولی اگر این دانه ها با فشار از لایه انگشتان فرار کند دانه ها را در هرز به کبوتر داده اند با این آزمایش معلوم گردید که ارزن ها نو و کبوتر در هرز بوده داور ادامه داد کبوتری که 5/30 پریده باشد پای او به علت خستگی و بسته بودن در زمان پرواز حالت بی حالی دارد و تا مدت کمی نمی تواند راه برود به اضافه اینکه این قبیل کبوتران به علت تشنگی به دنبال آب هستند و دیگر قدرت پرواز ندارند در صورتی که این کبوتر به محض نشستن شروع به دویدن کرده و به شدت از بام برخاسته و زمان نشستن مجدد هیچ ناراحتی و التهابی نداشته و اگر من می گویم این کبوتر نپریده به خاطر خوشایند و یا بدآیند کسی نمی باشد و منظور این است که بی مورد حقی ضایع نگردد و به فرض اینکه ساعت این کبوتر حساب شود و کبوتر دیگری که از هرز نیامده هر دو را تا غروب یعنی 28 ساعت پرواز حساب کنیم باز هم بازنده هستید دلیل محکم و قاطع این داور که همه جثه او به علت لاغری 50 کیلو وزن نبود سایرین را به سکوت واداشت و در یک زمان غافلگیرانه مبلغ یک هزار تومان را به من داد که همگی در عمل انجام شده قرار گرفته بودند در این زمان سفارش پدربزرگم که سفارش می کرد روی این کار برد و باخت نشود به یادم آمد و از حاضرین خواستم سکوت نمایند که پس از ساکت شدن حضار همین سفارشات را ایراد کردم و گفتم به این قبیل پولها احتیاجی ندارم و روی حریفم را بوسیدم و عذرخواهی نمودم و وجه را به او برگرداندم با این کار داور پیشانی و صورتم را بوسید و مرا تحسین و آمرزش پدربزرگم را خواستار شد و سایرین نیز به من تبیرک می گفتند و بدین سان این شرطبندی جنجالی به پایان رسید.

در پایان تعدادی عکس از استاد عشقیار و کبوتران زیبای ایشان براتون میگذارم که امیدوارم لذت ببرید.  

استاد عشقیار زردی سرور
استاد و شاگرد پشت قرمز شازده گلی خال سورو
دسته جمعی پشت سبز داغ سر کله دار
سفید پاک پلنگ تو دمبی سفید پاک-ابلق سبز
قرمزی خال سورو پاپر شازده گلی خال سورو صورتی ماه رو
دسته جمعی پلنگ شازده زرد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 15:30  توسط سعید  |